هدیه
از کره مهمون داشتیم. برای من به عنوان هدیه یه بسته آب نبات اوردن که چنان عطری دااااااااااااااااااشت، نگو و نپرس!
اسمشو سرچ کردم و فهمیدم یه گیاه با کلی خاصیت جورواجورِ که فقط نمیتونست مرده زنده کنه!
محض نمونه دو تا دونه اوردم خونه چون از کراماتش درمان فشار خون هم بود. گذاشتم جلوی مامان و بعد از هشدار نسبت به بوش هی ازش گفتم و گفتم. ولی فقط با نگاه مشکوک مامان طرف شدم و مذبوحانه آخرین جمله رو به عنوان نقطه، پایان گفتم:" اسمش جیسینگه"...
چشم مامان برق زد: این جیسینگه؟ انگشت به دهن مونده بودم که مامان اینو چجوری میشناسه که فهمیدم این هوا سریال کره ای که نشون دادن باید به یه دردی خورده باشه دیگه! تو این سریالا جز اجناس مهم برای تجارت بوده که ملت براش سر و دست میشکستن!
ما رو باش از صبح چقدر پشت سر این بنده خداها حرف زدیم بابت هدیه. فقط از آب نباتا به دو تا از آقایون تعارف کردیم که باهاشون یه خورده حساب داشتیم!