اعتماد
گفتم: شما؟
- من فلانکسکم (شما بگیر اسم و فامیل اون آقا!) و فلانی هم زنه منه!
(شما تصور کن من غش کردم از خنده.)
خلاصه اصرار اصرار که "بگو چطور و از کجا فلانی رو میشناسی؟ من فقط میخوام اینو بدونم!"
- مشخصات زنتو از من میخوایی؟
- آخه فلان آقا یه ایمیل برای تو و خانوم من فرستاده! (شما بگیر اسم و فامیل آقای برادر!)
دوزاریم افتاد... چند روز پیش آقای برادر از ترکیه یه ایمیل کاملاً برادرانه فرستاده بود که "ما رسیدیم. مامان گفته بود رسیدین خبر بدین. اینم ما، صحیح و سالم!" این ایمیل رو هم به من و هم به خانوم خواهر زده بود. همون موقع ازش پرسیدم "جوابشو دادی؟" خانوم خواهر گفت "نه، برای من چیزی نیومده!"
چک کردم. آقای برادر اسم و فامیل خانوم خواهرو جابجا زده بود!
(شما تصور کن چشمام نزدیک بود جر بخوره!)...میشینه ایمیلای خانومشو چک میکنه. بعد همینکه اسم آقای برادرو دیده رگ گردنش قلنبه زده بیرون و خون چنان جلوی چشمشو چنان گرفته که نه دیده مطلب برای دو هم فامیلی اومده، نه مطلبو خوونده!!!! یعنی انگار اصل رو گذاشته بر اینکه خانومش با یکی رابطه داره و اونم دنبال سند میگرده!
ملت مریضن به خدا.
توضیح: نامزد هستن الان و فلانکسک معتقده فرقی نداره و مرتب میگه زنم.