مرگ
چی بنویسم؟ از مرگ مادر؟ از ندیدنِ ده ساله؟ از قهر و کدورت تو این مدت؟ حرف نزدن؟ نديدن؟
چی میشه گفت به فرزندی که باید تو غربت با این داغ، با همه این داغا کنار بیاد؟ با همه این حسرتا؟
بغض، افسوس، تنهايي، نفرت، داغ......
داغ و واقعاً داغ که ميسوزونه آن چنانکه مني که تجربه نکردمش سنگينيشو قبل از شنيدن خبر حس کردم
چي بگم؟
خدا بيامرزه ماله بنده خدايي که رفته، به بازمانده چي بگم؟ تسليت؟ خدا صبر بده؟
فقط سکوت ميکنم، سکوت سکوت سکوت